در فارسی هم برای make و هم برای do یک کلمه داریم: «کردن» یا «انجام دادن». دقیقاً به همین خاطر است که فرق make و do یکی از رایجترین نقاط لغزشِ فارسیزبانهاست. میگوییم «تصمیم گرفتن»، اما در انگلیسی make a decision درست است نه do a decision. خبر خوب این است که یک قاعدهٔ ساده هست که ۸۰٪ مواقع جواب میدهد، و بقیهاش هم چند کالوکیشنِ ثابت است که فقط باید حفظ شوند.
قاعدهٔ کلی فرق make و do در یک خط
از make وقتی استفاده کن که چیزی میسازی یا تولید میکنی (یک نتیجه، یک محصول، یک حرف). از do وقتی که کاری را انجام میدهی (یک فعالیت، وظیفه یا کارِ تکراری).
به بیان ساده: make روی نتیجه تمرکز دارد و do روی خودِ عمل. وقتی کیک میپزی، چیزی جدید به وجود میآید، پس make a cake. وقتی ظرفها را میشویی، چیز تازهای ساخته نمیشود، فقط کاری انجام میشود، پس do the dishes.
کِی از make استفاده کنیم؟
make را برای ساختن، تولید کردن و «به وجود آوردن» به کار ببر — چه یک شیء فیزیکی باشد چه یک چیز انتزاعی مثل تصمیم یا برنامه.
make a decision— تصمیم گرفتنmake a plan— برنامه ریختنmake a mistake— اشتباه کردنmake a suggestion— پیشنهاد دادنmake progress— پیشرفت کردنmake money/make a profit— پول/سود درآوردنmake an appointment— وقت گرفتنmake a phone call— تماس گرفتنmake a difference— تأثیر گذاشتن
دقت کن که خیلی از اینها «چیزی را به وجود میآورند»: یک تصمیم، یک برنامه، یک پیشنهاد. همین حس کمکت میکند make را تشخیص بدهی.
کِی از do استفاده کنیم؟
do را برای کارها، وظایف و فعالیتهای روزمره و تکراری به کار ببر — مخصوصاً وقتی به خودِ عملِ انجام دادن اشاره داری، نه به محصولش.
do your homework— تکلیف انجام دادنdo the dishes— ظرف شستنdo the shopping— خرید کردنdo the housework— کارهای خانه را انجام دادنdo a good job— کار را خوب انجام دادنdo business— تجارت/کار کردنdo research— تحقیق کردنdo exercise— ورزش کردنdo me a favor— یک لطفی در حقم کن
یک نشانهٔ کمکی: do معمولاً با کارهایی میآید که مبهم یا کلیاند (do something, do anything, do nothing) یا با کارهای موظف و تکراریِ خانه و محل کار.
کالوکیشن make و do که باید حفظ کنی
بعضی ترکیبها از قاعده پیروی نمیکنند و فقط باید بهصورت یک «بسته» یاد گرفته شوند. مهمترینهایِ محیط کار اینها هستند:
make an effort— تلاش کردن (نهdo an effort)do your best— نهایت تلاشت را بکن (اینجا برعکس،do)make a decision— نهtake a decision(که بیشتر بریتانیایی و رسمی است)do business with someone— با کسی کار/معامله کردنmake an exception— استثنا قائل شدن
اگر در محیط کاری ایمیل مینویسی، این کالوکیشنها مدام به کارت میآیند — مثلاً make a decision، make an appointment یا do business. برای دیدنِ این عبارتها داخلِ جملههای واقعی، مطلبِ قالبهای آمادهٔ ایمیل کاری انگلیسی پر از نمونههای کاربردی است.
مقایسهٔ مستقیم: make یا do؟
گاهی یک کلمه با هر دو میآید ولی هر کدام معنیِ متفاوتی میدهد — اینجا هیچکدام غلط نیست:
make the bed→ تخت را مرتب کردن (روتختی را صاف کردن)do the bedroom→ اتاقخواب را تمیز/مرتب کردن (کل کار)
make up→ آشتی کردن / آرایش کردنdo up→ دکمه/زیپ را بستن یا جایی را تعمیر و بازسازی کردن
اشتباه رایج فارسیزبانها
چون در فارسی فقط «کردن» داریم، طبیعی است که do را همهجا بگذاریم. این رایجترین خطاهاست:
- ❌
I will do a decision tomorrow. - ✅
I will make a decision tomorrow.
- ❌
Don't do noise, please. - ✅
Don't make noise, please.
- ❌
She did a big mistake. - ✅
She made a big mistake.
این یکی هم در مصاحبه و رزومه زیاد دیده میشود:
- ❌
I did a lot of progress this quarter. - ✅
I made a lot of progress this quarter.
قاعدهٔ نجات: اگر چیزی «به وجود میآید» (تصمیم، اشتباه، صدا، پیشنهاد) سراغ make برو.
تمرین کوتاه
جای خالی را با شکل درستِ make یا do پر کن:
- Can you ___ me a favor and send the file?
- We need to ___ a decision before Friday.
- He ___ a lot of mistakes in the report.
- I have to ___ the housework this weekend.
- Let's ___ a plan for the next meeting.
پاسخها: do · make · made · do · make. اگر هر پنج را درست زدی، فرق make و do را گرفتهای — حالا فقط کافی است در حرف زدن و نوشتنِ روزمره خودکارش کنی.